به گزارش کرد پرس، کاهش بارندگی، افت آبخوان ها، تنش آبی و سرمازدگی بهاره؛ از عواملی هستند که منجر به کاهش تولید گندم در شهرستان قروه شده و نگرانی کشاورزان به ویژه دیم کاران را در پی داشته است. کشاورزانی که گرچه خود بخش بزرگی از تقصیر را بر عهده دارند و ضربه اصلی را ابتدا خودشان می خورند اما سال به سال از وضعیت پیش آمده می نالند و نگران آینده ای هستند که معلوم نیست چه می شود. شاید در حال حاضر تبعات این آسیب دیده نشود و شیرینی هم داشته باشد اما در آینده این شیرینی چنان به تلخی می رسد که نه تنها همه انگشت ها به سمت کشاورزان نشانه می رود بلکه زندگی خود کشاورزان را هم به نابودی می کشاند. این درست همان نکته ای است که تعدادی از کشاورزان قروه ای در مصاحبه با خبرنگار کردپرس به آن اشاره می کنند و برداشت های بی رویه را نادرست می دانند. کشاورزانی که این روزها در حال برداشت گندم هستند و زیر چتر آفتاب دسترنج یک سال خود را زیر نظر دارند، از ظلمی که به کشاورزان خُرد و بدون سرمایه در مقابل کشاورزان دانه درشت و سرمایه دار می شود، می گویند.
آب ابزار سیاسی نیست…
کلاه لبه دار سایه گیر به سر گذاشته و عصا به دست کنار زمین ایستاده و به کمباینی نگاه دارد که زحمات یکساله اش را درو می کند. «مظفر غلامی» معروف به «حاج مظفر» یکی از کشاورزان صاحب نام شهرستان قروه که سال ها رئیس و عضو خانه کشاورز بوده و حالا فقط کشاورزی است که دوست ندارد روی زمین سوخته بماند و حسرت بخورد.
او استفاده بی رویه از آب را خطرناک و هشدار آمیز می داند. نگاهش به کارگرانش است و گندم هایی که چیده می شوند. «استفاده بی بهره از آب گوش فلک را کر کرده. اکثر چاه داران منطقه چاه مازاد دارند و من آمار همه را دارم. کسانی که وقتی چند سال پیش با شورای تأمین به بازدید میدانی از چاه های کشاورزی آنان رفتیم، مرا تهدید کردند!».
این تهدید حتی تا جایی پیش می رود که به دخالت نماینده وقت مجلس هم می رسد و یک بازی سیاسی با بحران آب شکل می گیرد. نماینده ای که برای پیش برد اهداف انتخاباتی خود، منتقد بازرسی از کشاورزان دانه درشت شد و حتی پرونده ۱۸ کشاورز متخلف در حوزه آب را نه تنها مسکوت گذاشت بلکه دو نیروی پیگیر اداره منابع آب در این زمینه را هم جابجا کرد. این پرونده همان کشاورزان و چاه داران دانه درشتی است که «مظفر غلامی» به آن اشاره دارد.
او از برخورد نکردن با چنین متخلفانی انتقاد کرد و از تبعیض قایل شدن میان کشاورزان دانه درشت با خُرد گفت. «مسئولان نه جرئت و نه مدیریت دارند که با چنین کسانی و چنین مواردی برخورد کرده و جلوگیری کنند. همه مسئولان مرتبط بیایند تا من نشان دهم چاه دارانی را که چندین حلقه چاه دارند و کار می کنند و کسی هم با آنان برخورد نمی کند! رانت و پارتی بازی و ترس و تطمیع باعث شده مسئولان جلوی چنین کسانی را نگیرند اما از آن طرف یقه کشاورزی را که مقداری کشت اضافه کرده که آن هم به هکتار نمی رسد را می گیرند و پدرش را در می آورند و این عدالت نیست و مظلوم کشی است».
این کشاورز معتقد است که چنین رفتارهایی نوعی حمایت از سرمایه داران محسوب می شود. «وقتی قانون برای کشاورزی که تخلف جزیی دارد اجرا می شود اما برای آن کشاورزی که تخلف های بزرگی دارد نه تنها اجرا نمی شود بلکه سرپوش هم می گذارد باید گفت که اینجا پول حرف نخست را می زند نه عدالت و قانون! جالب اینکه حمایت از همین چاه داران را به نام تولید و امنیت غذایی توجیه می کنند و این یعنی بازی با کلمات به طوری که حق را ناحق و ناحق را حق نشان می دهند».
«حاج مظفر» اینکه به بهانه تولید و امنیت غذایی اجازه می دهند یکسری چاه دار هرکاری می خواهند بکنند را نادرست و ناعادلانه عنوان کرد. «مگر مابقی کشاورزان تولید غذایی نمی کنند! همه ما تولید و امنیت غذایی را انجام می دهیم منتهی یکی قانونی تولید دارد و یکی هم غیرقانونی و از راه تخلف. شما بگویید اینجا کدام تولید امنیت بیشتری دارد؟ آنکه طبق قانون و بدون تخلف پیش می رود یا آنکه با هزاران تخلف، تولید خود را می کند و تنها به فکر درآمد خویش است و دیگران را نمی بیند!؟».

آب برای آیندگان نداریم…
به گفته او استفاده نامتعارف و نامتعادل از زمین و چاه باعث افت آبخوان ها شده و برداشت اصولی آب در منطقه صورت نمی گیرد و با این روند آب تمام می شود. «مطمئن باشید که در آینده ما برای آب آشامیدنی به مشکل خواهیم خورد چه برسد برای آب کشاورزی! جالب اینجاست که امروزه همین چاه داران متخلف می گویند چون آب تمام می شود پس ما تمام تلاشمان را بکنیم و پول در بیاوریم برای آینده خودمان در حالی که با این کار پدر مردم را در می آورند و نسل آینده را بیچاره می کنند».
او منفعت طلبی و جاه طلبی عده ای به اصطلاح کشاورز را عامل نابودی زندگی نسل های آینده دانست. «با این وضع پیش رو فردا آبی برای نسل بعدی نمی ماند. چرا؟ چون عده ای می خواستند به قیمت نابودی زمین و آب و خاک، بیشتر داشته باشند».
«حاج مظفر» حالا روی پله های خانه سیمانی مزرعه اش نشسته و دارد چیدمان گندم را نظاره می کند. او در پاسخ به سؤالت مبنی بر اینکه چرا به اینجا رسیدیم؟ با حال تأسف می گوید «چون مدیریت نبود و آینده نگری هم نداشتیم. چون مسئولان و کارشناسان بی تجربه بودند و هیچ نگرشی درباره اینکه فردا چه خواهد شد در چنته نداشتند. ما قبل انقلاب کی این همه چاه داشتیم؟ چرا بعد از انقلاب کشور ایران را تبدیل به آبکش کردیم!؟ این همه حفر چاه برای چه بود!؟ غیر از اینکه هرکسی فکر خودش را می کرد و اصلاً به آینده و دیگران کاری نداشت!؟ اگر این کشور مدیریت درست داشت کشاورز به آفت منفعت طلبی دچار نمی شد و دلش برای این زمین و نسل های آینده می سوخت و در یک کلام نسبت به دیگران احساس مسئولیت می کرد و فرد نگری را کنار می گذاشت».
کمباین چندمین مرحله از گندم چیده شده را داخل کامیون خالی می کند. «حاج مظفر» می خواهد به داخل خانه باغ بروی. خانه باغی که با پنکه ای به جنگ گرمای تیز و برنده رفته است. مرد کشاورز هندوانه های قاچ شده را از یخچال بیرون می آورد و تعارفت می کند و بعد هم خودش می نشیند و صحبت هایش را ادامه می دهد. او برای آب و کمبود آن نگران است و در پاسخ به این سؤال که آیا موافق نظر کارشناسان مبنی بر توقف کشاورزی و برداشت از آبخوان ها، هست یا نه؟ بیان کرد «مسایل علمی و تخصصی را باید پذیرفت و برای نجات آب باید هرکاری که لازم است انجام داد. باید مطالعه شود و از کشورهایی که تجربه در این زمینه دارند الگوبرداری کرد. کشورهایی هستند که برای جلوگیری از خشکسالی، کشاورزی را تعطیل کرده اند و دولت آن کشورها برای کشاورزان جهت معیشت آنان اقداماتی را انجام داده و با این کار هم آب را نجات داده اند و هم زندگی کشاورزان را تأمین کرده اند؛ اگر کار کارشناسی دقیق و تصمیم گیری عقلانی به دور از واسطه و رابطه و رانت صورت گیرد قطعاً کشاورز هم همراهی می کند چرا که ما معتقدیم تکیه بر مسایل علمی موفقیت آمیز خواهد بود».
«حاج مظفر» سری هم به باغ سیب اش که درست کنار گندمزار است می زند. سیب های گلابی که نرسیده اند و تعدادی روی زمین ریخته شده اند و تعدادی هم منتظرند تا به قرمزی لبخند بزنند. سیب سبز کوچکی را به سوی ات می گیرد و می گوید «درسته نرسیده ولی خوشمزه اس…». سیب را از دست اش که می گیری با لبخند شروع می کند به ادامه انتقاد کردن از مسئولان. «تمامی مواردی که گفتم درست است دغدغه کشاورزان است اما مشکل آب دغدغه همه مردم است و گریبان همه را گرفته. مشکلی که اگر مسئولان درست کار می کردند هرگز پیش نمی آمد. مسئولان دغدغه مطالبات شهروندان را ندارند. آیا تا به حال اتفاق افتاده که یک مسئول به خاطر بی توجهی به انجام وظایف خود استعفا دهد؟ تا به حال کدام مسئول به خاطر مطالبات مردم استعفا کرده است؟».

کشت خشخاش در پوشش کشاورزی
«حاج مظفر» که حالا نیمی از گندمهایش درو شده زیر سایه بان یکی از کامیون ها می ایستد. سپس با ناراحتی و ابراز تأسف به یک پرونده جنجالی می پردازد. پرونده «کشت خشخاش» که گرچه توسط مراجع قضایی پیگیری شد اما آن طور که «مظفر غلامی» می گوید نگرانی و احتمال آن می رود که همچنان کشت این ماده مخدر انجام شود. «کسانی هستند که به نام کشاورز و در پوشش کشاورزی در زمین هایشان به کشت مواد مخدر همانند خشخاش می پردازند. واقعیت امر را باید دانست که امروزه کسانی با نام کشاورز مشغول کشت خشخاش هستند و هیچ نظارتی هم در کار نیست و جلوی آنان هم درست و به موقع گرفته نمی شود! اینجا مشکل در نبود نظارت صحیح، کنترل نکردن و نبود بازرسی و بازخواست است».
مطابق سخنان او تولید خشخاش به نام کشاورزی ضلمی است آشکار که باید جلوی آن گرفته و تمامی مسئولانی که در این زمینه دخیل هستند و کم کاری کرده اند بازخواست شوند. تا به حال از چند مسئول سؤال شده که در زمان مسئولیت خویش چه کرده؟ چه کسی پاسخ گوی اشتباهات مسئولان است؟
او علت ضعف حکومت را در همین مدیریت نداشتن و نظارت نکردن دانست. «هرجای دنیا چنین مواردی اتفقا بیافتد طرف را به سلابه می کشند اما اینجا این گونه نیست. اینجا بزن و بریز و بپاش و ببر و برو… می گویند زحمت کشیدی! … چه زحمتی!؟ پدر مملکت را درآوردن زحمت است!؟ شد یک بار کسی عملکرد مسئولان را در طول خدمت اش آسیب شناسی کند!؟ مگر نه اینکه عملکرد مسئولان باید آینه عبرتی باشد برای مسئولان جدید!؟».
«حاج مظفر» خواستار برخورد با کسانی شد که در قالب کشاورز به تولید مواد مخدر همانند خشخاش می پردازند. «غیرممکن است یکی با یک حلقه چاه آن هم اجاره ای ده ها دستگاه ساختمان و زمین و ماشین داشته باشد! این ثروت از کجا آمده؟ کشاورز داریم جد اندر جد کشاورز بوده اند اما به زور توانسته یک حلقه چاه را نگه دارد… درآمد این ها از چاه نیست و از جاهای دیگر است و کشاورزی فقط پوشش است».

دردسرهای قطعی و نوسانات برق
همین درد و دغدغه را هم «توفیق قادری» دارد. کشاورزی که دارد گندم های جامانده از درو را از روی زمین بر می دارد، جدای از مشکلات آب از دردسر قطعی برق و نوسانات برقی می نالد. «ما اگر تا دیروز مشکل بزرگی به نام بحران آب داشتیم، امروز مشکل دیگری هم داریم و آن قطعی برق است. قطعی هایی که گاهی اوقات اعلام نمی شود و با نوسانات به موتوربرق چاه ها آسیب می زند. یکسری از قطعی های طولانی را اطلاع رسانی می کنند اما قطعی های کوتاه را بدون اطلاع انجام می دهند و به تبعاتی که این نوسانات برای کشاورزان ایجاد می کنند توجهی ندارند. ما درخواستمان این است که حداقل نوسانات را نداشته باشیم می دانید با این نوسانات چقدر به چاه های برقی ضرر و زیان وارد می شود!؟».
این نوسانات برقی که دغدغه بسیاری از مردم است نه تنها به چاه های برقی آسیب می زند بلکه وسایل برقی مردم را هم خراب و ضرر و زیان فراوانی به آن ها وارد کرده است. موردی که بدون توجه همچنان ادامه دارد.
«قادری» نگاهش به خوشه های طلایی در دستش است. کنار گندمزار خود می ایستد و از درد دیگری که انگار همیشه زمان برداشت گندم باید وجود داشته باشد، گفت. «پرداخت به موقع پول گندم… دغدغه ای است که همیشه در این زمان داریم. شما نگاه کنید الآن استان هایی که زودتر از ما برداشت کرده اند هنوز پولشان واریز نشده و همین باعث دلزدگی کشاورز می شود. ما تمام زندگی خود را روی زمین ریخته ایم که وقت برداشت بتوانیم جبران کنیم اما چون پول گندم را به موقع پرداخت نمی کنند زندگیمان جمع نمی شود».
او با بیان اینکه اگر دولت قدمی برندارد کشاورز دیگر خواهد برید، از وعده های مسئولان انتقاد کرد. «اوایل کار می گویند پولتان نقد است و ۲۴ ساعته واریز می شود اما بعد می بینیم که این ۲۴ ساعت شده چند ماه و می ترسیم بشود ۲۴ ماه… و این دیرکرد آسیب فراوانی را به کشاورزان وارد می کند».
کمباین دور می زند و بخش دیگری از گندمزار را به تیغ های خود می سپارد. گرد و خاک برداشت با باد دست به یکی می کنند و به اطراف پخش می شوند. در این حین «توفیق قادری» با حال تأسف ادامه می دهد «جیب کشاورز مثل جیب مسئولان پُر نیست و جیب خالی هم صبوری ندارد… پس بهتر است مسئولان به فکر حل این معضل همیشگی باشند».
ناله این کشاورز از نرخ گندم هم بلند است. نرخی که به گفته او «هیچ وقت و هیچ سالی پاسخ گوی نیاز کشاورزان نبوده و باتوجه به هزینه های روزافزون بذر و سموم و کاشت و برداشت، اصلاً قیمت های در نظر گرفته شده مقرون به صرفه نبوده و نیست و افزایش نرخ گندم تا زمانی که نتواند نیازهای کشاورزان را تأمین کند فایده ندارد».

از بی عدالتی به کجا پناه ببریم؟
از زمین های «حاج مظفر» و «توفیق قادری» می گذری. کمباین همچنان کار می کند و خوشه های گندم را با بی رحمی تیغ می زند و می چیند. خیلی از مزارع اطراف درو کرده اند و یکسری هم هنوز دست به برداشت نزده اند. دورتر که می شوی به منطقه چاردولی می رسید. بخشی که بر اثر بی آبی لب تشنه و ترک خورده با هزاران زخم همچنان زیر بار کشت محصولات مختلف منجمله گندم می رود. گندمی که به گفته بسیاری از کشاورزان این منطقه، شده است تنها محصول کاشته شده…
کشاورزان این بخش هم همان دغدغه های دیگران را دارند و در این میان یکی از کشاورزان دردهایش از بی عدالتی است. همان بی عدالتی که «حاج مظفر» هم به آن اشاره داشت. این کشاورز که زمین اش آبی است و چاه کشاورزی اش افت پیدا کرده از بی عدالتی و تبعیض در اجرای قانون شکایت دارد. «چند سال پیش برادرزاده ام که جوان است ناخواسته تخلفی را مرتکب شد. تخلفی که به دلیل مشترک بودن چاه کشاورزی دامن ما را هم که اصلاً در جریان نبودیم را گرفت. اداره منابع آب بلافاصله برایمان پرونده تشکیل دادند و ما را به دادگاه بردند. تخلف ما چه بود؟ دستکاری کنتور هوشمند… کلی ما را جریمه کردند و حکم دادند و ما هم تابع حکم بوده و تاوان کار نکرده را دادیم. اما کامل در جریانیم که در همین همسایگی ما کشاورزانی هستند که نه تنها کنتورهای خود را دستکاری می کنند که چاه مازاد هم دارند و کشت اضافه هم می کنند اما برای آنان هیچ خبری از تشکیل پرونده و ارجاع به دادگاه و حکم نیست! چرا باید این گونه باشد؟ چون فلان کشاورز حامی نماینده است و نماینده پشتش است؟ یا چون دست به جیب کردنش بهتر است!؟».
او هم ظلم به کشاورزان خرد را نابخشودنی دانست. «اینکه ما کشاورزانی هستیم با زمین کم و بی بهره… چرا باید تاوان یکسری چاه دار دانه درشتی را بدهیم که تخلف خود را می کنند و کاری هم به کارشان ندارند؟ اگر قانون قانون است باید برای همه اجرا شود و تبعیض قایل نشود. این بی عدالتی ظلم بزرگی است در حق ما کشاورزانی که تنها نبع درآمدمان از همین زمین است و هیچ درآمد دیگری نداشته و مهم تر از همه هیچ حامی جز خدا نداریم!».

آب نیست اما برداشت بی رویه هست…
زمین به زمین و چپ و راست که می روی این کمباین ها هستند که روی زمین ها مشغول چیدن گندم هستند. گندم هایی که امسال در چاه سقوط افتادند و به سرمازدگی بهاره و کاهش بارندگی خوردند. در این میان می بینی عده ای از کشاورزان حداقل منطق لازم را دارند و درک می کنند تنش آبی یعنی چه اما هنوز عده بسیاری هستند که نمی خواهند بپذیرند دل زمین آشوب است و آبی در کار نیست… نمی خواهند باور کنند تولید کشت های پرآب بر دیگر سود ندارد و باید به فکر جایگزینی این محصولات باشند.
دسته کوچکی از خوشه های گندم چیده شده از زمین «حاج مظفر» را در دست داری و درست در برابر غروب آفتاب خیره می مانی به آن کشاورزانی که مسئولیت اجتماعی خود را می شناسند و آن را خوب بجا می آورند.
* گزارش و عکس: زیبا امیدی فر

نظر شما